این در حالی است که مردم بارها و بارها در مقاطع مختلف و گوناگون وظیفه خود را در قبال حاکمیت در تحولات و اتفاقات رخ داده انجام دادهاند و همواره حمایت خود را از حاکمیت و دولت نشان دادهاند. اما در مقابل بدان حدی که انتظار داشتهاند تلاشها در جهت رفع مطالبات و مشکلاتشان انجام نگرفته و بیش از آنکه در عمل شاهد برنامهها و اقداماتی از سوی مسئولان باشند بیشتر این معنا را در قالب سخنرانیها، شعارها و وعدههای مسئولان دیدهاند. واقعیت امر بر آن است که مردم از شرایط کنونی حاکم بر جامعه ناراضی هستند. به ویژه شرایط اقتصادی که میتوان آن را زیر بنا و بستر تمامی اعتراضات در مقاطع مختلف دانست. در چنین شرایطی کمترین انتظار جامعه این است که مسئولان ضمن پذیرش اعتراض بحق جامعه شرایط را برای حل مشکلات اقتصادی فراهم کنند. از طرفی اینکه طی چند وقت اخیر شاهد واکنشهای سران قوا، مقامات و مسئولان کشور بودیم که ضمن پذیرفتن شرایط بغرنج اقتصادی فعلی اعتراضات بحق مردم را به رسمیت شناختند و از سوی دیگر بر شنیده شدن صدای مردم تاکید کردند. اما حال نکته اینجا است که گام بعدی چیست و قرار است مواجهه با این مساله چگونه باشد. اینکه صرفا در لفظ شاهد رسمیت بخشیدن به اعتراض مردم باشیم؛ اما در عمل اتفاقی نیفتد کاری از پیش نخواهد رفت و باید قوای مختلف در نوعی همگرایی و همکاری در راستای حل مسائل و مشکلات جامعه هم مسیر شوند تا گام دوم این پذیرش اعتراضات نیز به صورت عملی برداشته شود و در نتیجه با ایجاد میزانی از رضایتمندی در جامعه شاهد وحدت عمیقتر در کشور باشیم.
*بازگشت به مردم
شاید بتوان بخش مهمی از نارضایتی جامعه از شرایط کنونی را ناشی از عدم عمل به شعارها و وعدهها دانست. به عبارت دیگر اینکه در کلام مسئولان از حقوق مردم و لزوم حل مشکلات مردم صحبت میشود؛ اما در عمل آنطور که باید اهتمامی در راستای این مسائل صورت نمیگیرد. در حالیکه انسجام ملی و همبستگی میان حاکمیت و جامعه صرفا از طریق رضایت طرفینی انجام پذیر خواهد بود. همانطور که پس از ماجرای جنگ ۱۲ روزه بر این نکته تاکید کردیم که باید از فرصت طلایی بهدست آمده انسجام ملی و همبستگی اجتماعی نهایت استفاده را برد و رضایتمندی جامعه را بیشتر کرد. آنچه مسلم است امروز باز هم صحبت از بازگشت به مردم و توجه به جمهوریت است. چیزی که پیش از این نیز بارها از آن سخن به میان آمد. چه اینکه بارها مسئولان نیز به این مساله اشاره داشتهاند که قدرت اصلی ما مردم هستند؛ لذا میتوان با تغییر رویکردها، اقدامات، تصمیمات و برنامهها قدرت و توانمندی بیشتری را همراه با مردم رقم زد.
* ناراضی از وضعیت
پنجشنبه بود که رئیس دولت اصلاحات در پی بروز ناآرامیهای اخیر در کشور، بیانیهای صادر کرد که در این بیانیه آمده است: در جریان حوادث اخیر ورود خشونت عریان، صحنهای را که میبایست و میتوانست آغاز مبارکی برای پذیرفتن رسمی حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حکومت و گسترش گفتوگو برای بهبود امور کشور باشد، به سرعت عوض کرد. حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی در ادامه آورده است: دور از انصاف است اگر رفتار مدنی دور از خشونت دولت جناب پزشکیان با مردم را در روزهای نخستین اعتراضهای مردمی نادیده بگیریم؛ اما متأسفانه در رخدادهای پس از آن خشونت و تخریب نقاط مختلفی از میهن را فرا گرفت. باری جریان سازمان یافته این حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتا از میان فرزندان این مرز و بوم گرفته است، ولی با وجود اظهارات صریح مقامات اسرائیلی و حمایت آشکار آمریکا و تهدید به دخالت مستقیم در وضع امروز و آینده کشور، تردیدی در شکلگیری یک توطئه بزرگ برنامهریزی شده علیه همبستگی ملی و یکپارچگی ایران به جا نمیگذارد. وی ادامه داد: داستان هرچه باشد نتیجهای جز واردکردن کشور به ورطهای انباشته از خشونت و نفرت و اقدامات کور و اتلاف منابع انسانی و ملی ندارد. نباید گذاشت که این جامعه و ارزشهای آن دوقطبی شود تا بدخواهان ملک و ملت بتوانند از شکافها، تناقضات و حتی تفاوتها و اختلافات سوءاستفاده کنند و ایران را به سوی رویاروییها و درگیریهای خسارت بار سوق دهند. آنچه مایه تأسف فراوان است، عدم درسآموزی از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضایتیهای مردم و از دست دادن فرصتهای اصلاح و تغییر از سوی حاکمیت است. اکنون فرصتها کوتاهتر و بیپاسخ گذاشتن مطالبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و انواع نارضایتیها خطرناکتر است. اشتباه نشود که نه گفتن مردم به بیگانه و دلبستگی آنان به استقلال و تمامیت ارضی به معنی رضایتشان از وضع موجود و رویکردهای غالب نیست و اکثریت مردم از وضعیت امروز ناراضی و از آینده کشور نگراناند.
* بازگشت به جمهوریت
خاتمی در این بیانیه آورده است: دستهایی در کار است تا چنین وانمود کند که همهچیز خوب است و اشکال از دولت است و مشکلات از آنجا ناشی میشود. البته میتوان به دولت دکتر پزشکیان نقد داشت که چرا نسبت به وعدههای اندکی که دادهاند و مورد استقبال مردم قرار گرفته است پافشاری ندارد و چرا با وجود تفاهم موجود، دیگر مسئولان را قانع به پاسخگویی به مردم و لااقل حمایت عملی از تحقق وعدهها نمیکند. یا اینکه آیا دستگاه مدیریت اجرایی برای برنامهریزی و انجام مأموریتهای خطیر توانا هست یا خیر؟ ولی همه باید بدانیم و میدانیم که علاوه بر تحریم و فشارهای بیرونی آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده است، بسیاری از سیاستها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که وجود دارد و نارضایتیها و اعتراضها را مزمن و فزاینده کرده است. همواره از مردم دم زده میشود، ولی اهتمام به خواست مردم و حقوق آنان و تأمین زندگی مناسب و امن برای آنان بهگونهای که باید و شاید وجود ندارد. رئیسجمهور اسبق کشورمان در ادامه مطرح کرده است: اکنون ایران و ایرانیان عزیز نه تنها در تنگنا بلکه در وضعیت بحرانی و خطیری قرار گرفتهاند. بحرانی در هم تنیده که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بینالمللی و امنیتی پیدا کرده است. امروز اعتماد و همبستگی مردم و حکومت و امید به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازی رویکردها و رویههای غلط گذشته و از دستدادن فرصتهای کمهزینه تغییر به سوی به فرسایش و شکنندگی رفته است. خاتمی در این بیانیه تصریح کرده است: بازگشت به جمهوریت فراموش شده و اسلامیتی که جمهوریت را با همه ابعاد و لوازم آن میپذیرد، و توسعه توأم با عدالت را محور و مدار سیاست خارجی و داخلی میداند، و منافع ملی مردم و عزت آنان را رویکرد اساسی خود قرار میدهد، کمهزینهترین و پرفایدهترین راه برای برونرفت از وضعیت نگرانکننده کنونی است؛ و این امر مستلزم تغییرات ساختاری، نهادی و رویکردی در نظام حکمرانی و به رسمیت شناختن حقوق اساسی ملت خواهد بود. در این صورت است که توطئه بدخواهان بیرونی و درونی نقش بر آب خواهد شد، دردها و درماندگی مردم رو به درمان خواهد رفت و شاهد افزایش روزافزون رضایت و اعتماد و مشارکت مردم که بنیاد اقتدار و عزت و عظمت کشور است، خواهیم بود. در این روزهای تلخ همدرد و شریک غمها و نگرانیهای همه مردم باشیم، خطاهای معرفتی و سیاسی در اداره کشور را به درستی بشناسیم و اصلاح کنیم. خشونت را از ذهنها و زبانها بزداییم و عمیقا و عملا به آینده ایران یکپارچه و توانمند بیندیشیم.